دو فیلم با یک بلیط!
حرف آور؛ حمید_رستمی: کسانی که تا پاسی از شب، خواب را بر چشم خود حرام کرده و قهرمانی آبی پوشان ایتالیا را جشن گرفتند یکی از فراموش نشدنی ترین شبهای فوتبالی را تجربه کردند که شاید سالهای سال بعد هم بتوانند با افتخار آن را برای نوادگان خود تعریف نمایند.
آنها در آن شبی که سر سحر شدن نداشت شاهد اکران دو فیلم با یک بلیط بودند. یکی فینال مسابقات یورو۲۰۲۰ که قرار بود در پایانش یک تیم تا خود صبح پایکوبی کند و آن دیگری تمام تلاشهایش را به باد رفته ببیند و از آنجایی که در تاریخ جای چندانی برای نایب قهرمانان نیست از فرط خستگی حاصل از یک ماه رقابت فشرده و شکست در آخرین قدم ، نای رفتن به خانه را نداشته باشند ولی فیلم دوم انگار دیدنی تر بود. نمایشی خالص از خویشتن داری و اخلاق مداری و اثبات این نکته که در اوج شکست هم می شود سرپا ایستاد و قواعد بازی را رعایت کرد!
در حالی که اوج شادی و حضیض ماتم در چند سانتیمتری هم بر روی چمن ورزشگاه ویمبلی جریان داشت و چند متر آن طرف تر و بر روی سکوها هم همسایه دیوار به دیوار یکدیگر بودند نه کسی خواست که از سر بخل و حسد هم که شده جشن آن یکی را خراب کند و نه آن دیگری دست به کاری می زد که میهمانش را برای بروز واکنش های منفی تحریک کند.
یک نمایش محض از اخلاق و این سوال اساسی که آنها چگونه به این مهم دست یازیده اند؟! چرا ما نتوانسته ایم به آن جایگاه برسیم؟ مگر نه اینکه همواره از تمدن چندین هزار ساله دم می زنیم ولی در مسابقات داخلی و خارجی همواره دشمن قسم خورده هم هستیم و تمام داوران و عوامل برگزاری را دستهای پنهانی جهت تضعیف و پایمال کردن حقوق مسلم خویش می پنداریم و از دقیقه نخست با هر سوت بی ارزشی، اکثر بازیکنان بر سر داور میریزند و اعتراض میکنند. هر چند که آنها هم در جای خود، از انجام اشتباهات فاحش فروگذار نیستند، ولی چرا یک بازی در بالاترین سطح فوتبال جهان به حدی از نظر داوری در آرامش برگزار می شود که حتی گرفتن یا نگرفتن پنالتی هم بازیکنان را وا نمی دارد که به داور اعتراض کنند؟!
فارغ از تصمیمات فنی اشتباه گرت ساوت گیت سرمربی تیم انگلیس، وقتی آخرین ضربه پنالتی تیم میزبان از دست رفت، این مربی بدون اینکه کمترین تغییری در حالات و رفتارش بروز دهد به سرعت به سمت روبرتو مانچینی سرمربی تیم ایتالیا چرخید و او را در آغوش گرفت و جوری بدون عصبیت به او تبریک گفت که انگار صد بار پیش از آن این صحنه را تمرین کرده بود و آن لحظه بار صد و یکم بود که او آنچنان خونسرد و بدون این که لحظهای به این قضیه فکر کند که این بازی شاید مهمترین فینال عمرش بوده و جام را از دو قدمی و به سادگی از کف داده و دهها هزار تماشاگر خودی که همه مقدمات جشن را آماده کرده بودند سرخورده شده اند و او را مقصر درجه اول خطاب خواهند کرد و شاید حتی به قیمت وداعش با نیمکت مربیگری تیم ملی انگلیس باشد. ولی هیچ انگیزه غیر قابل وصفی مانع از آن نشد که او حتی برای لحظه یی کنترل کامل خویش بر رفتار و کردارش را از کف بدهد و اسیر جو و شرایط بازی شود.
وقتی سه بازیکن بزرگ تیم انگلیس بچه گانه عمل کرده و پنالتی ها را مفت از دست دادند او بر سرشان داد نزد، نگاه خشم آلود به ایشان نکرد.فحششان نداد. اتهام به کم کاری نزده و آنها را تهدید به اخراج از تیم ملی ننمود و در عوض چون برادری بزرگ، همراه با کاپیتانش هری کین تک تک آنها را به مدت طولانی در آغوش گرفت و خسته نباشید گفت تا کمکی به بازیابی روحی و روانی شان کرده باشد. در حالی که در یک قدمی شان جشن عروسی بر پا بود و هر لحظه ممکن بود جای داماد عوض شود و به جای بغل گرفتن زانوی غم و اشک ریختن ، کل دنیا به آنها تبریک بگویند ولی آنها جنتلمنانه به حریف احترام گذاشته و شکست را پذیرا شدند و فقط ۵ دقیقه لازم بود تا به خود مسلط شده و جلسهای سرپایی گوشه میدان برگزار کنند و از تلاش تک تک بازیکنان تشکر کرده و بگوید امشب آخر دنیا نیست و جام جهانی بعدی محلی است برای تلافی و درس گرفتن از تجربه های شکست و به آغوش کشیدن شاهد پیروزی!
یادمان نرود که همین دیروز سه بازیکن تیم ته جدولی پایتخت بدلیل کم کاری در بازی با تیم سوم جدول رده بندی که به شکستشان انجامید توسط سرمربی از تیم اخراج شدند و جالب تر اینکه یکی از آن سه تن دروازه بان تیم بود که در یک صحنه پنالتی به دستور سرمربی مبنی بر شیرجه به سمت چپ عمل نکرده و گل خورده بود و بیچاره زمین و زمان را به شهادت می طلبید و که طرف مشخص نکرده طرف چپ زننده پنالتی منظورش بوده یا دروازه بان!!! این قدر جهان سومی! این قدر غیر حرفه یی!

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0