کرونا؛ فرصتی مغتنم برای مدیران خسته و فرسوده
بهنام صحرانورد؛ حرف آور: از هنگامه ای که در سی ام بهمن ماه سال یکهزار و سیصد و نود و هشت هجری خورشیدی، اعلام شد که کرونا از ووهان در چین، توسط هواپیمایی ماهان در قم، رویت گردید، تقریباً ۵۷۰ روز می گذرد.
در این زمان بسیار زیاد، بحران های بسیاری ایجاد گردیده است.از اپیدمی کرونا تا پاندومی آن، رنج های بسیاری بر مردمان ایران زمین، جسم و جان آن ها را آزار داده است. فقدان برنامههای منسجم برای مهار کرونا و هم آیندی بحرانهای اقتصادی، معیشتی، زیستی، آب و هوایی، بهداشتی، تحریمی و… چونان ابرهای سیاه نامرئی از فضای آشوب زدگی فکری، فرهنگی را به ارمغان آورده است که همه را در بهتی عجیب فروبرده و باعث تلخکامی ایرانیان گردیده است.
در این میانه، بحران مدیریت در جامعه به شدت آسیب دیده از ناکارآمدی مدیران چسبیده به صندلی قدرت، نمودی بیشتر یافته است. دیوان سالاری جامعه ایران را می توان در سه رده بندی قرار داد: نظام های اداری درگیر در کرونا، چون بیمارستان ها، دستگاههای خدماتی دارای ارباب رجوع چون بانک، پست و دستگاههای ستادی و خاص، چون مدارس و دانشگاهها.
شوربختانه هر سه دسته نظام اداری، ناکارآمدی خود را به رخ کشیدند.علیرغم تلاش های بسیار صورت گرفته در بخش درمان و بهداشت، سیاست های نادرست این مجموعه،باعث هدر رفت منابع مالی هنگفت و تحمیل آلام دهشتناک بر مردم گردید.
سازمان های خدماتی هم در لوای نقاشی چند گانه ستاد کرونا، چون زرد و قرمز و…، از رسالت خود تغافل نمودند و سازمانهای ستادی و خاص، به طرز عجیبی به کما رفتند.
در این میانه مدیران خسته و بی انگیزه، بیشترین بهرهبرداری را داشتند. مدیران فرسوده، ناکارآمد و فاقد خلاقیت در دو سال گذشته، نظام فرهنگ رفتاری کارکنان را نیز تغییر دادند. اینان در سایه موج کرونا چونان خوابیدند که چون اصحاب کهف، از دگردیسی های زمانه نیز دچار تغافل شدند.
روی کارآمدن دولت پر از انگیزه و مردمی دکتر رئیسی، باید خیلی سریعتر،وضعیت این مدیران را مشخص کند و گرنه این مدیران با لطایف الحیل، برای چسبندگی صندلی خود، به سراغ چسب های مستحکم خواهند رفت.
آیا به زودی شاهد عزل این مدیران در دولت مردمی دکتر رئیسی خواهیم بود؟ شما چگونه می اندیشید؟؟؟

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0