همراهی به‌جای کنترل؛ بیایید خانه‌ای امن در دنیای دیجیتال بسازیم

باید این واقعیت را پذیرفت که تنها با تعامل شفاف و عمیق است که نوجوان یاد می‌گیرد چگونه در مواجهه با یک محتوای مبهم یا یک پیام تهدیدآمیز، برای خود، خط قرمز بکشد.

مصطفی محمدی دبیر نهضت سواد رسانه ای استان اردبیل؛ حرف آور: اکثر والدین هنگامی که فرزندشان وارد دنیای پر رمز و راز نوجوانی می‌شود، ناخودآگاه حس می‌کنند باید به یک مدیر سیستم امنیتی تبدیل شوند. بگونه ای که احساس می کنند برای حفظ از امنیت او، درِ ورودی دنیای دیجیتال فرزندشان را باید قفل کنند و یا تلاش کنند که تمام صفحات وب و اپلیکیشن‌ها را مانیتور کنند.

این کنترل، گرچه ناشی از عشق و علاقه به فرزند است، اما همین موضوع گاها یک پیام ناخواسته به نوجوان می‌فرستد که “من به توانایی تو در تصمیم‌گیری اعتماد ندارم”. غافل از انکه این احساس عدم اعتماد، اولین آجری است که دیوار ارتباط سالم را فرو می‌ریزد.

ناگفته پیداست که طبیعت رشد، در ذات خود، نیاز به استقلال را فریاد می‌زند. نوجوان برای شکل دادن به هویت مستقل خود، ناگزیر است مرزها را بیازماید و گاهی هم از آن مرزها با شیوه خود، عبور کند. حال وقتی ما صرفاً با دستور «این را نبین» یا «آن را نصب نکن» مواجه می‌شویم، غریزه او برای زیر پا گذاشتن آن مرز برای اثبات استقلال خودش فعال می‌شود. در این شرایط نوجوان احساس می‌کند که کوچک شمرده شده است و از نظر پدر و مادرش، مهارت‌های لازم برای مدیریت جهان پیچیده آنلاین را ندارد.

حال در این شرایط لازم است بدانیم که چگونه می‌توانیم بدون این‌که مستقیم وارد جزئیات ممنوعه شویم، همراه نوجوان استقلال طلب مان باشیم؟ یکی از جواب ها شاید پیش‌دستی در گفتگو باشد.

ما می توانیم به جای آن‌که منتظر بمانیم تا تخلفی از جانب فرزندمان رخ دهد و با ادله و مدرک، مچ او را بگیریم، لازم است که یک گام جلوتر از او باشیم اما اینجا نه با تفتیش و مچ گیری، بلکه با طرح موضوعاتی که برای فرزندمان جذاب است و شاید خود نیز در فضای مجازی درگیر آن باشد.

یعنی به جای پرسیدن اینکه دیروز در فلان بازی یا فلان شبکه چه کار انجام دادی؟ می‌توانیم با لحنی کنجکاوانه بگوییم که امروز یک چالش دیدم که خیلی سریع پخش ( وایرال یا ترند و…) شده بود، نظرت در مورد این چالش چیه؟ یا فکر می‌کنی آن یوتیوبر چگونه این ویدئو را ساخته؟. این شروع، فضای امنی ایجاد می‌کند که در آن نوجوان به عنوان یک کارشناس یا همکار وارد بحث می‌شود.

این روش، بی شک فضا را برای نوجوان آماده می‌کند که بداند شما دنیای مورد نظر او را دیده‌اید و آماده درک جهانش هستید. وقتی شما اولین گام را برای نشان دادن درک خود از فضای او برمی‌دارید، نوجوان شاید دیگر نیازی به پنهان‌کاری برای حفاظت از حریم خصوصی‌اش نمی‌بیند. او می‌فهمد که اگر مشکلی پیش بیاید، شما نه به عنوان شاکی سفت و بدقلق، بلکه به عنوان وکیل مدافع مهربان و همراه، کنارش خواهید بود.

بنابراین، گفتگوی خانوادگی، گپ و گفت های خودمانی و صمیمی در مورد فضای مجازی و حقیقی _ که این روزها متاسفانه در بین خانواده ها کم رنگ تر از همیشه شده_ نباید یک فیلتر نرم‌افزاری یا یک کنترل موقت باشد، بلکه باید تبدیل به فرایندی مداوم و تدریجی شود. این روند به نوجوان می‌آموزد که چگونه با قضاوت خود، محتوا را غربال کند؛ مهارتی که بویژه در غیاب والدین، به مراتب بیشتر به کارش خواهد آمد.

باید این واقعیت را پذیرفت که تنها با تعامل شفاف و عمیق است که نوجوان یاد می‌گیرد چگونه در مواجهه با یک محتوای مبهم یا یک پیام تهدیدآمیز، برای خود، خط قرمز بکشد.

حال باید به این مسئله کمی باور داشته باشیم که در وهله اول، چند ساعت آنلاین بودن فرزندمان چندان مهم نیست، مسئله مهم این است که فرزندمان چقدر می‌تواند، آنلاین بودن خود را با ما شریک شود.