جام جهانی و درسِ نگرفته از همسایگان؛ وقتی «عذرخواهی» در دستور کار مدیران نیست!

جام جهانی 2026، یا هر دوره دیگری، نباید تنها فرصتی برای هیجان‌های زودگذر باشد. این رویدادها، باید آیینه‌ای برای بازنگری در ساختارها، فرهنگ‌سازی در پذیرش مسئولیت و درس گرفتن از تجربیات تلخ باشند.

حرف آور: رقابت‌های جام جهانی همواره با رویاها و انتظارات بزرگ همراه است؛ به خصوص زمانی که قرعه‌کشی، نویدبخش فرصتی برای درخشش باشد. اما افسوس که این بار، امیدها در پیچ و خم واقعیت‌های تلخ گم شد و تیم ملی ایران، با وجود تلاش‌هایی که داشت، نتوانست آن‌طور که باید، دل ملت را شاد کند.

پس از مشخص شدن همگروهی ایران با تیم‌های بلژیک، مصر و نیوزلند در جام جهانی، نگاه‌ها به تغییرات ساختاری این دوره و افزایش تیم‌های حاضر دوخته شد. با فرمت جدید صعود مستقیم دو تیم از هر گروه و راهیابی تیم‌های سوم برتر، امیدها برای کسب حداقل 4 امتیاز و صعود به مرحله حذفی زنده بود. برد برابر نیوزلند، تساوی مقابل مصر و حتی تحمل شکست در برابر بلژیک، در تئوری می‌توانست سکوی پرتابی به جمع 32 تیم برتر باشد.

امیر قلعه‌نویی، سرمربی تیم ملی، نیز با شور و هیجان از اتفاقات خوب احتمالی سخن می‌گفت و حتی از تعطیلی یک هفته‌ای کشور از بابت درخشش تیم ملی می گفت. اما واقعیت، آن‌چنان که باید، با این پیش‌بینی‌ها هم‌خوان نبود.

اولین ضربه به سبد امیدها، در بازی اول مقابل نیوزلند رقم خورد. بازی که انتظار می‌رفت ایران بتواند سه امتیاز بازی را به راحتی کسب کند، با نتیجه 2 بر 2 به پایان رسید. این نتیجه، نه تنها زنگ خطری جدی بود، بلکه نشان داد تیم ملی هنوز از نظر مدیریت ذهنی و فوتبالی در زمین با چالش‌های اساسی روبروست.

دو بازی بعدی، گرچه با نمایش بهتر تیم ملی همراه بود، اما حاصل آن تنها 2 امتیاز از دو تساوی مقابل بلژیک و مصر بود. امتیازی که برای عبور از مرحله گروهی کافی نبود و ایران با 3 امتیاز از 3 بازی، در نهایت از دور مسابقات حذف شد.

حذف از جام جهانی، تلخ بود و دلایل متعددی داشت. مشکلات مربوط به آماده‌سازی تیم، فقدان حریفان مناسب برای بازی‌های تدارکاتی، و سنگ‌اندازی‌های میزبان، هرکدام از عواملی بودند که به تنهایی می‌توانستند مانع کسب نتیجه مطلوب شوند. اما در این میان، ضعف‌ها و نقاط منفی مدیریتی تیم فنی، از جمله انتخاب بازیکنان با شرایط سنی نامطلوب و مسائل دیگر، مزید بر علت شد تا ناکامی کامل شود.

اما در میان تمام این مشکلات، تلخ‌ترین نکته، فرهنگ پاسخگویی و پذیرش مسئولیت در میان متولیان امر است. در حالی که در کشورهای همسایه، شاهد استعفای سرمربی تیم ملی کره‌جنوبی و رئیس فدراسیون فوتبال عربستان پس از حذف تیم‌هایشان بودیم، در ایران، انگار پذیرش اشتباه و عذرخواهی از مردم، به واژه‌ای فراموش شده تبدیل شده است.

مدیران فوتبالی ایران، به جای پذیرش ضعف‌ها و عذرخواهی از ملت، تلاش می‌کنند روی جو احساسی ایجاد شده پس از بازی‌های نسبتاً خوب برابر مصر و بلژیک، موج‌سواری کرده و ضعف‌های خود را بپوشانند. در حالی که مردم، مشکلات تیم ملی را درک می‌کنند و به تلاش بازیکنان خداقوت می‌گویند، اما جمع کردن تمام مشکلات فنی و مدیریتی زیر کاسه حواشی، ترفندی برای فرار از مسئولیت است.

جام جهانی 2026، یا هر دوره دیگری، نباید تنها فرصتی برای هیجان‌های زودگذر باشد. این رویدادها، باید آیینه‌ای برای بازنگری در ساختارها، فرهنگ‌سازی در پذیرش مسئولیت و درس گرفتن از تجربیات تلخ باشند. یاد گرفتن فرهنگ عذرخواهی از کشورهایی چون کره جنوبی و عربستان، نه تنها از شأن مدیران کم نمی‌کند، بلکه نشان‌دهنده بلوغ فکری و احترام به هواداران است.

امیدواریم در آینده، شاهد تغییری در این رویکرد باشیم و متولیان ورزش، بیش از پیش پاسخگوی انتظارات مردم باشند.