مهندسی ناامیدی؛ چرا اخبار تلخ، ابزار اصلی جنگ شناختی است؟
مصطفی محمدی؛ حرف آور: در جنگهای کلاسیک، هدف دشمن تصرف زمین است؛ اما در جنگهای نوین، هدف، تصرف «ذهن» است و یکی از مرگبارترین ابزارهای این جنگ، چیزی نیست جز تولید «یأس». در فضای رسانهای امروز، یک الگوی تکرارشونده وجود دارد؛ اخبار مربوط به چالشهای اقتصادی، تنشهای اجتماعی یا نقصهای مدیریتی، با سرعتی خیرهکننده و […]
مصطفی محمدی؛ حرف آور: در جنگهای کلاسیک، هدف دشمن تصرف زمین است؛ اما در جنگهای نوین، هدف، تصرف «ذهن» است و یکی از مرگبارترین ابزارهای این جنگ، چیزی نیست جز تولید «یأس».
در فضای رسانهای امروز، یک الگوی تکرارشونده وجود دارد؛ اخبار مربوط به چالشهای اقتصادی، تنشهای اجتماعی یا نقصهای مدیریتی، با سرعتی خیرهکننده و شدتی بیسابقه بازنشر میشوند، در حالی که پیشرفتهای زیرساختی و موفقیتهای علمی در حاشیه قرار میگیرند یا اصلاً دیده نمیشوند. این یک تصادف خبری نیست؛ بلکه یک عملیات شناختی است.
در متدولوژی جنگهای شناختی، هدف، رسیدن به مرحلهای به نام «فرسایش اراده» است. دشمن میداند که برای شکست دادن یک ملت، نیازی به جنگ مستقیم نیست؛ کافی است حس امید را از میان آنها بردارد. این کار از طریق دو تکنیک اصلی انجام میشود:
تکنیک سوگیری گزینشی: در این تکنیک، رسانهها واقعیت را کتمان نمیکنند؛ بلکه آن را ناقص ارائه میدهند. به جای آنکه بگویند ایران با وجود تحریمها، در بخشهای مختلف به رشد رسیده است، تمام تمرکز خود را بر یک گره اقتصادی یا یک ناهنجاری اجتماعی میگذارند.
هدف این است که ذهن مخاطب دچار این خطای شناختی شود که اگر این اتفاق بد رخ داده است، پس کل سیستم در حال فروپاشی است. این یعنی تبدیل یک مشکلِ قابلحل به بحرانی غیرقابلاجتناب.
تکنیک بنبست: در این روش، اخبار منفی به گونهای بازنشر میشوند که گویی هیچ راه خروجی وجود ندارد. وقتی مدام از فشارهای بیرونی و ناکامیهای درونی سخن گفته میشود، بدون آنکه فرد متوجه شود، دچار نوعی بیتفاوتی سیاسی و اجتماعی میشود. او تصور میکند هر کاری انجام دهد، تغییری ایجاد نخواهد شد. این دقیقاً همان نقطهای است که دشمن به هدف خود میرسد؛ جایی که ملت از تلاش برای بهبود وضعیت دست میکشد و دچار سکون روانی میشود.
ما همزمان با مقاومت در برابر فشارهای بیسابقه بینالمللی، با یک «جنگ اطلاعاتیِ بیصدا» نیز روبهرو هستیم؛ جنگی که میکوشد پایداری اجتماعی را هدف قرار دهد. وقتی اخبار مربوط به گرانشدن یک کالا، تنش در یک بخش اجتماعی و موارد مشابه، بهصورت هیجانی و بدون تحلیل ساختاری منتشر میشود، هدف آن است که از این کاستیها، شکافی عمیق میان ملت و حاکمیت ساخته شود. آنها میخواهند ما را نه از بیرون، بلکه از درون و با ایجاد خشم و ناامیدی، از پا درآورند.
سواد رسانهای در عصر جنگ شناختی، یعنی تشخیص «خبر» از «عملیات». باید یاد بگیریم اخبار منفی را بهعنوان «داده» دریافت کنیم، نه بهعنوان «سرنوشت».
هر بار که احساس کردیم یأس و ناامیدی در حال رخنه کردن به ذهن ماست، از خود بپرسیم: آیا این یک واقعیت مطلق است یا بخشی از یک تصویر مهندسیشده برای از بین بردن اراده من؟ مقابله با این جنگ، نیازی به سلاح ندارد؛ بلکه تنها با بینش تحلیلی و واقعبینی ـ نه سفیدنمایی و نه سیاهنمایی افراطی ـ ممکن است. باید یاد بگیریم هم کاستیها را ببینیم تا اصلاح شوند و هم توانمندیها را ببینیم تا امید زنده بماند.
ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0